باور

امروز قرار گذاشتم.

قرار بعدی رو واسه دو ماه دیگه گذاشتیم.

امروز قرار گذاشتم که دو ماه صبر کنم و بعدش بگم نه.

باور بعضی چیزها سخته اما اگر قراره اتفاقی بیافته هر چی زودتر اتفاق بیافته بهتره.

اگر قراره دو ماه صبر کنی و بعدش به یکی بگی نه خوب چرا همین الان تصمیم نگیری که نباشه.

گاهی یک تصمیم مثل انفجار میمونه و در یک لحظه احساس میکنی کل درونت منفجر میشه.

اما تصمیم انفجاری بهتر از ذره ذره سوختنه.

حکایت شمع و پروانه

به هر حال هر کاری که میکنی باید بهش باور داشته باشی .به خودت و تصمیمت ایمان داشته باشی.

در آن صورت میتونی به راحتی از بین ذرات سوخته درونت دوباره خودت رو بسازی.

پذیرش تغییر دشواره و دشوارتر از اون دل کندن از شرایطی ست که دوستش داری.

اما گاهی فکر میکنم اگر در این لحظه بی خیال بشم و به فکر خوش گذرونی و لذت باشم، آینده خوبی رو برای خودم رقم نمی زنم و در نتیجه خاطرات گذشته ای که در آینده برام می مونه آزار دهنده میشه.

بنابر این همیشه فکر میکنم در اوج رضایت و یا شادی و یا دوست داشتن باید به یکباره تصمیم بگیرم و ادامه ندم.

همیشه هستند کسانی که با تمجید و ستایش کردن از تو درصدد رسیدن به خواسته های خود هستند.

درست مثل قبیله هایی که قربانی می گیرند تا سلامت و آرامش بقیه افراد رو تضمین کنند.

اما تو نباید دانسته قربانی بشی.

باید باور داشته باشی که تو انتخاب شدی تا از یک زندگی خوب و سعادتمندانه برخوردار باشی.

نباید اجازه بدی کسانی که به دنبال آرامش خودشان هستند تو را قربانی کنند.

تو انتخاب شدی برای لحظات شادی.تجربه آرامش فعلی خیالی بیش نیست.

با یک انفجار خودت رو از خودخواهی اطرافت رها کن.

فاصله ها رو حفظ کن.

کسی را به حریمت راه نده.

و این کار را تا آنجا ادامه بده که باور کنند حریم تو حریمی ست مقدس، و تو نیز انسان مقدسی هستی و آسیب رساندن به تو آسیبی ست که به خدای کوچک زمینی می رسانند.

میتوان به راحتی مسیر را تغییر داد.

فقط باید به سرعت تصمیم گرفت.

همین امشب تصمیم بگیر که دو ماه دیگر بگویی هرگز.

/ 15 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرام

سلام خانم مستوفی بعد شش ماه بروز شدم . نمی خواید ببینید؟

رضاپارسی پور

سلام سهیلای عزیز و نازنین...خیلی لطف کردی.ممنونتم. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رضاپارسی پور

شنبه شانزدهم مهر 1390 سرکویری سرکویری " فریادرس " پنداشته ای به سینه ی ما ، غم نیست ؟! زخم است هزار و یک نمک مرهم نیست گفتیم و نوشتیم و کسی گوش نکرد فریاد رسی مگر در این عالَم نیست ؟! رضاپارسی پور ************************ روزی یک " سرکویری " ، از هزار و یک سرکویری ، پاداش رنج سفرتان به " باغ باران " . نوشته شده توسط رضا پارسی پور در ساعت 0:48 | لینک | نظر بدهید [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

گلزار

وقتی می خواهیم کاری را انجام ندهیم نه گفتن بهتر از بعدا گفتن هست پرسیدم راستی خانم ما بی وفا شدیم شما چرا حال ما رو نمی پرسید [گل]

ahmadreza80

مطالبت عالیه .بهره بردم.

حسین

سلام سهیلای عزیز.نمیخام سکوتت رو بشکنم.سعی کن تصمیمی بگیری که تا ابد به اون تصمیم افتخار کنی و همیشه اون رو به روزش کنی نه مثه ما که بعد از عمری ترس از اینکه همه بفهمن تصمیم من اشتباه بوده ، سوختم و .... و بعد از حروم کردن زمانی که میدونیم هیچ وقت برنمی گرده ، بالاخره تونستم بگم که تصمیمم اشتباه بوده و دیگه ملاخظه چیزی رو نکردم چون بعضی تصمیمای اشتباه ، آدم رو با خودش مبیره. همونطور که می دونی انسان هر روز کامل تر میشه و تصمیماش از روز اول بهتر میشه و بالاخره به این نتیجه می رسه که باید تصمیم رو بگیره مزاحمت برا هیچکس نداشته باشه و این بلوغ آدماست

بهشتي بهنام

سلام مهربان دوست من نوشته هايتون را خوندم فرصتي براي بيشتر اظهار نظر نداشتم ولي در يك پيام كه از طريق دوستم ازكشور هلند برايم ارسال شده عين اون را برايتون مي نويسم باشد كه موجب تسلي قلب همه ما گردد. در خود نگاه مي كنم كه ببينم خطا كجاست؟ بعد از كمي تامل وقدري سكوت پي مي برم آنجا كه خالي از خداست..خطاست. با عشق و سپاس فراوان دوستدار شما بهشتي

you know who

dashtane doosti chon to behtar az on ast ke goft,doostet daram